روزنامه انگليسي زبان "Gulf News" كه در بحرين منتشر ميشود، در تاريخ 29 سپتامبر 2007، مقالهاي نحت عنوان On Translating Ahmadinejad به چاپ رساند. نويسنده اين مقاله، روزنامهنگاري به نام Fawaz Turki[i] است. وي در مقاله خود به تفسير وقايع رخ داده در جريان حضور احمدي نژاد در دانشگاه كلمبيا ميپردازد.
هر چند از زمان وقوع اين رويداد و انتشار مقاله ياد شده مدت زمان نسبتا زيادي ميگذرد اما شايد ديدگاه جالب و قابل توجه نويسنده آن، ارزش نگاه دوباره به مسئله را داشته باشد.
اين مقاله را براي ارائه كلاس پوششهاي خبري ترجمه كردم –البته نه به طور كامل؛ تا حدي كه موضع نويسنده را مشخص كند.
موضوع ارائه من تفاوت ديدگاهها در انعكاس سفر رئيس جمهور به نيويورك براي شركت در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل و وقايع دانشگاه كلمبيا در روزنامه دولتي"ايران" و دو روزنامه انگلبسي زبان بود.
عنوان مقاله را با توجه به مضمون آن، "به سوي تفسير احمدي نژاد" ترجمه كردم.
نويسنده در متن خود به اين نكته اشاره ميكند كه اهانتهاي صورت گرفته به رئيس جمهور ايران در "نمايش" دانشگاه كلمبيا براي آمريكائيان و ايرانيان آشكار ميكند كه تجربههاي آنان، دو كشور را از هم جدا كرده است.
Fawaz Turki تاكيد ميكند كه دو فرهنگ آمريكايي و ايراني در يك محل دانشگاهي ملاقات كردند تا نظرات خود را مبادله كنند ولي تنها چيزي كه به دست آوردند اين بود كه دريافتندعادتهاي زباني و منافع اجتماعي هر يك از دو كشور، آنها را از هم جدا كرده است.
وي اين واقعه را برخورد دو فرهنگ، توصيف ميكند و آن را كابوس غير قابل معنايي بين دو ديدگاه كاملا متفاوت در مورد جهان، دو نظام ارزشي، دو تجربه تاريخي و دو طرح معنايي [متفاوت] براي ادراك، ميداند.
نويسنده مقاله "به سوي تفسير احمدي نژاد"، تاكيد ميكند لي بولينگر [رئيس دانشكده محل حضور احمدي نژاد] چندان "تعليم يافتهتر" (باسوادتر) ظاهر نشد[ii] و ميافزايد بولينگر مكان مقدسي را كه يك مهمان در جامعه خاورميانه داراست، درك نكرده است.
Fawaz Turki معتقد است كه احمدي نژاد از رفتار خصومت آميز ميزبان خود نااميد نشد چرا كه او به تالار سخنراني آمده بود كه از شر اين نمايش با خنده خلاص شود.
در ادامه، وي با ذكر بخشهايي از سخنان احمدي نژاد، اشاره او به نبود همجنس باز در ايران را "اشتباهي خنده آور" توصيف ميكند.
نويسنده مقاله "به سوي تفسير احمدي نژاد" زبان جهاني در خاورميانه را متفاوت با آمريكاي شمالي ميداند (منظور وي از زبان تفاوت فرهنگها و دستورات زباني است) و ميافزايد براي مثال هنگامي كه احمدي نژاد ادعا ميكند "در ايران همجنس باز نداريم" انتظار ندارد مخاطبانش سخن او را تحتاللفظي در نظر بگيرند.
Fawaz Turki معتقد است شايد احمدي نژاد بيسواد باشد يا زحمت خواندن نصف دوز كتاب مناسب را در مورد آنچه جامعه آمريكا را ساخته است، به خود نداده باشد اما او احمق نيست.
وي يادآور ميشود فرهنگهاي متفاوت كلمات مختلفي را براي بيان تفاوتها به كار ميبرند اگر چه ممكن است به نظر برسد ار يك كلمه استفاده ميكنند.
نويسنده مقاله در پايان تاكيد ميكند كه به نظر نميآمد احمدي نژاد و آمريكائيان، يك ذره از فرهنگ يكديگر را فهميده باشند؛ آنان با يكديگر سخن نميگفتند. گويا ايرانيها و آمريكائيان براي اولين بار به يكديگر گوش فرا دادند و دريافتند كه محكوم كردنهاي بي حاصل و خسته كننده، پوك و بي نتيجه بوده است.