شایعه
اثر : ژان نوئل كايفرر
ترجمه : خداداد موقر
ناشر : نشر و پژوهش شيرازه (از مجموعه كتابهاي مفاهيم علوم
اجتماعي)
-اين كتاب شامل 20 فصل و 4 قسمت است .
-چهار قسمت اين كتاب عبارت هستند از : زندگي و مرگ شايعات، تفسير
شايعه، استفاده از شايعات و ضد شايعه.
" نتيجه " و " كتاب شناسي " نيز پايانبخش اين كتاب هستند.
-كتاب شايعه داراي 468 صفحه است.
كتاب چه ميخواهد بگويد؟
ژان نوئل كايفرر – نويسنده اثر ، در جايي از مقدمه خود مينويسد :" براي عموم مردم، عبارت شايعه، تصور پديدهاي اسرارآميز و حتي سحرآميز را ترسيم ميكند... نظريه اصلي كتاب حاضر اين است كه نحوه تفكر مذكور درباره شايعه، اشتباه است. برعكس، شايعه اسرارآميز نيست."
مشخصات شايعه :
1. شايعه در همه جا و در تمامي طبقات اجتماعي وجود دارد .
2. شايعه الزاماً دروغ نيست و الزاماً به خطا نميرود.
3. شايعه از حقيقت نشأت نميگيرد بلكه در جستوجوي حقيقت است.
4. منشاء شايعه اغلب حوادث و مشاهدات مهم و سردرگم است و هدف شايعه توضيح حقايق خام است.
5. شايعه به صورت آنچه كه مورد توافق همگان است و براساس تعلق گروهي براي دستيابي به توضيح اقناعكننده، پديد ميآيد.
6. شايعه معمولاً همراه با نوعي تأييد از راه ميرسد چرا كه معمولاً از قول يك شاهد دست اول بيان ميشود، پس ميتوان حرف او را باور كرد.
7. در روند انتشار شايعه و اظهار نظر درباره حقايق، گروه به توضيحاتي ميرسد، از اين ديدگاه تغييراتي كه گاهي در محتواي شايعه پديد ميآيد نتيجه تحول است.
8. اگر شايعه در بدنه جامعه نفوذ يافت، همانند اطلاعات صحيح پراكنده ميشود.
9. مشخصه شايعه ماهيت منبع غيررسمي آن است.
10. پخش شايعه يعني بهرهبردن از ارزش آن پيش از آنكه اين ارزش از بين برود. سرعت شايعه ناشي از روند كاهش ارزش آن هست.
تعريف مورد پذيرش شايعه از نظر مؤلف كتاب :
اطلاعاتي كه در جامعه پديد ميآيد و پراكنده ميشود بدون آنكه منابع رسمي علناً آن را تأييد كنند يا اينكه اين منابع آن را نفي نمايند.
قسمت اول) زندگي و مرگ شايعات :
نحوه تولد شايعه ( منبع اوليه آن ) فاقد اهميت است. آنچه مهم است پذيرفتن گروه و باور مردم است. سرچشمه بسياري از شايعات، یک حادثه يا حقيقت نگرانكننده است. شايعه يعني توجه جامعه يا گروه به مسئلهاي خاص.شايعه بيشتر زاييده تصور ما از حقيقت است تا خود حقيقت.بسياري از شايعات زاييده تفسير غلط است.
· ما فقط با يك نوع شايعه سر و كار نداريم و شايعه انواع متعددي دارند.
همه شايعات محصول هر دو عنصر واقعيت و تخيل هستند و در انواع مختلف شايعه يا واقعيتگرايي چيره است يا تخيل كه توأم با ذهنيت، محتوي شايعه را تشكيل ميدهند.
· شايعه از زبان سوم شخص مطرح ميشود. شايعه فراگير است، اساساً نوعي رفتار است و خبر است. يكي از اهداف شايعه سخن گفتن درباره شايعات به مفهوم مشاركت در گروه است. شايعه اولين اقدام براي آرام كردن فشار عصبي است. براي برخي شايعه بدل به تلاش براي قانعكردن ديگران به پذيرش عقايدشان ميشود چرا كه كاملاً به محتواي شايعه اعتقاد پيدا ميكنند.
موجبات سرعت پخش شايعه :
1. ميزان علاقه و شوق مردم به موضوع،
2. ميزان تازه بودن خبري كه موضوع شايعه است،
3. ميزان انسجام گروهي كه شايعه در آن پخش ميشود.
· روند پخش شايعه، مجموعهاي از مراحل مختلف كنش و واكنش دو جانبه و متقابل ميان فرستنده و گيرنده است.
· انگيزه فرستنده براي ارسال پيام : كسب پاداش
· شايعه از آنجا ارزش دارد كه محتواي اطلاعات آن كمياب است.
رسانه و شايعه :
· شايعه رسانهاي است با جايگاه و عملكرد خاص : شايعه مسائلي را توضيح ميدهد كه مبهم ماندهاند. رسانههاي گروهي به هيچ وجه نتوانستند شايعه را خاموش كنند. گاهي رسانهها با نقل شايعه سرعت انتشار آن را افزايش مي دهند و به آن اعتبار و شتاب ميبخشند. گاهي رسانهها با بازگو كردن حقايقي كه تا به حال به آنها توجه نشده به صورت مبهم، به پخش شايعه كمك ميكنند. هرگاه رسانهها فرضيهاي را ارائه كنند كه مطابق نتيجهگيري مردم وحشتزده است، شايعه تقويت ميشود. گاهي نيز رسانهها از شايعه انتقاد و يا با آن مبارزه ميكنند كه در سرمقالههاي سياسي به وفور ديده ميشود.
-وسيله انتقال شايعه : شفاهي (دهان به دهان)، جزوه، رسانههاي گروهي و ...
الگوي انتقال شايعه :
1. انتقال از طريق ارتباط شفاهي : گوينده شايعه، پيام شايعه را انتخاب ميكند، هر گيرنده مختار است پيام را به ديگران منتقل كند يا نكند. گيرنده پيام واكنش متقابل نشان ميدهد و گوينده، داستان را و برخورد خود را با مسئله اصلاح ميكند.
· اثر بهمن : گوينده و گيرنده با هم پيام را بهبود ميبخشند و شرح و بسط ميدهند و ممكن است هر يك جزئياتي از خود به شايعه بيافزايد، روندي كه منجر به اثر بهمن ميشود.
· مجراي شايعه ( دك و واروني ) : رابطهاي كه بين افرادي كه صلاحيت دريافت و انتقال مجدد پيام را دارند، برقرار ميشود.
2. انتقال از طريق رسانههاي گروهي ( پخش وسيع ) و جزوه ( پخش محدود ) : جريان طبيعي شايعات را تغيير ميدهند. در اين موارد پيام نسخهبرداري ميشود و براي تعداد زيادي از افراد ارسال ميشود. روند گزينش مخاطب تضعيف و واكنش متقابل نیز حذف می شود. در نتيجه عملاً محتواي پيام منجمد يعني تغييرناپذير ميشود اما باز هم گيرنده پيام آزاد است كه آن را منتقل كند يا نكند.
بازار شايعه :
هر شايعه بازار خاص خود را دارد و مخاطبان مخصوص به خود. در هر شايعه پيامهاي مختلفي وجود دارد، اگر بازار شايعه را بشناسيم، ميتوانيم پيام نهفته شايعه را به صورت عميقتر درك كنيم.
· بازيگران ( نقشهاي مختلف در روند شكلگيري و بخش شايعه ) :
1- محرك : كسي كه ماجرا را بر ميانگيزد
2- .مفسر : كسي كه به سؤالات محرک پاسخ ميدهد و توضيح منسجم و مجابكنندهاي عرضه مي دارد.
3- رهبر عقايد ( دروازهبان ) : كسي كه نظراتش عقيده گروه را تعيين ميكند و پذيرفتن شايعه در گروه بستگي به او دارد.
4- حواريون : كساني كه خود را جزئی لاينفك از شايعه ميدانند و تلاش ميكنند ديگران را مجاب كنند.
5- منتفعشوندگان : كساني كه از شايعه بهره ميبرند و بدان علاقه دارند بدون اينكه خود محتواي شايعه را باور داشته باشند.
6- فرصتطلبان : منتفعشوندگان كه در سطح پايينتري عمل ميكنند.
7- لودهها : كساني كه به شايعه اعتقادي ندارند ولي از آن لذت مي برند و براي تفريحكردن آن را پخش ميكنند.
8- منتقلكنندگان بياثر : كساني كه مدعي هستند شايعه را باور ندارند اما در اين باره اندكي ترديد هم دارند و از اطرافيان پرس وجو ميكنند.
- پايان شايعه
پايان جزء ساختار شايعه و از بدو امر اجتناب پذير است. آنگاه كه محتواي شايعه دیگر چندان جلب توجه نكند عمرش نزديك به پايان است.
- هنگامي كه تمام اعضاي گروه شايعه ر ا شنيدند ديگر انتقال آن ارزشي ندارد
- شايعه گواهي بر اوضاع موجود است و اگر اوضاع تغيير كند، شايعه علت وجودي خود را از دست ميدهد و فوراً خاموش ميشود.
· زماني كه شايعه دوام ميآورد:
- برخی شايعات مخاطبان جديدي پيدا ميكند.
- برخورد نادرست با شايعه ميتواند مقاومت و سماجت آن را افزايش دهد.
- گاهي يك شايعه در زمانهاي مختلف در شهرها و مكانهاي مختلف پخش ميشود.
●نوع شناسايي شايعات (شناسايي چند وضع نمونه كه براي توليد شايعه مساعد است)
1- جايي كه علائمی كشف ميشوند و اشخاص پيشرو گروه فوراً درباره آنها به طور خصوصي شروع به بحث ميكنند.
2- جايي كه حوادث مبهم موجب پديد آمدن تقاضا براي پاسخ به سؤالاتي ميشود و اين سؤالات بيپاسخ ميمانند.
3- جايي كه گروه اجتماعي حساس ميشود و به طور خود جوش و بدون ارتباط با هر گونه حادثه اظهار نظر ميكند.
· ظهور مكرر شايعه انعكاسي از حضور ابدي و همهگير ترسهايي است كه شايعه آنها را بيان ميكند. برخی از شايعات انواع جديد افسانه هستند كه در شرايطي كه تنشهاي شديد احساس ميشود، مطرح ميشوند. در چنين شرايطي ماجراهاي ابدي كه هزاران سال مسيحيت و تمدن نتوانستهاند آنها را ساكت كنند، رها ميشوند.
قسمت دوم : تفسير شايعه
· شايعه هميشه مربوط به گذشته نزديك و به مردمي كه زنده هستند ميشود و نيز همواره ظاهر حقيقت ر ا به خود ميگيرد.
انواع شايعه:
1- از نظرشخصيت موضوع شايعه:
الف) افراد يا فعاليتهايي خاص و سرشناس
ب) اشخاص ناشناس كه از نظر مكان و موقعيت اجتماعي نمونه هستند(مثل مادر و كودك. شنونده ميتواند خود را به جاي چنين اشخاصي فرض كند)
2- از نظر شرح ماجرا:
الف) تعريف يك عمل ساده(شايعه جملهاي كوتاه تا تأييدهاي مستقيم است)
ب) تعريف داستاني كامل و مشروح (معمولاً با يك نكته اخلاقي به پايان ميرسند)
3- ازنظر محتوا:
الف) شايعات سياه (از حوادث ناگوار، فاجعه، خطر يا خيانت خبر ميدهند. اكثريت شايعهها از اين دسته هستند)
ب) شايعات صورتي(خبرهاي خوب)
.
-پيام پنهان:
در پشت پيام ظاهري شايعه پيام ديگري وجود دارد: اين پيام در روند بخش شايعه موجب ارضاي شديد عاطفي ميشود. با پخش شايعه مردم پيامهايي را پراكنده ميكنند كه خود از آنها ناآگاه اند.
· براي پي بردن به پيام پنهان شايعه بايد آن ر ا تفسير كرد. براي تفسير بايد عواملي چون مكان، كشور، فرهنگ و جامعهاي كه شايعه در آن پخش شده، مخاطبان خاص شايعه و جنسيت ر ا در نظر گرفت. در تفسير و تحليل شايعه نبايد مردم ر ا ناديده گرفت. هر شايعه را مي توان به چند طريق تفسير كرد: چندين سطح رمز گشايي وجود دارد. هر چند هيچ تفسيري را نمي توان صحيح يا درست دانست اما برخی ازتفاسير بسياري از جزئيات شايعه را معنا ميبخشد(معيار برگزيدن يك تفسیر معنادار بودن است).
· قسمت سوم: استفاده از شايعه
- هر گاه مقامات رسمي در مورد واقعه سكوت ميكنند مردم خود،از طريق مباحاث متعدد در درون گروه پاسخ يا توضيحي را ميسازند. شايعات هميشه به سوي فرضيههايي ميروند كه ارضاء كنندهاند و از سناريوهايي كه تضاد ايجاد ميكنند، دور ميمانند.
●قسمت چهارم: ضد شايعه
راههاي كنترل و مهار شايعه:
1. براي مهار شايعه مي توان رهبران عقايد را قانع كرد شايعه صحت ندارد.
2. مي توان در صورت لزوم از رسانه هاي جمعي استفاده كرد.
3. مي توان آنچه را كه مردم را آزار مي دهد و باعث بروز شايعه مي شود حذف كرد.
4. مي توان از عاملان انتشار شايعه شكايت كرد.
5. گاهي سكوت بهترين راه حل است.
6. مي توان با مردم رودررو صحبت كرد و ريشه هاي شايعه را از بين برد.
7. مي توان به طرق مختلف ارزش حيثيتي بخش شايعه را از آن گرفت و به تصويري منفي و شرمساري عمومي تبديل كرد. به اين ترتيب وضعيت شايعه پردازان تغيير مي يابد و انگيزه هاي آنها منفي تلقي مي شود.
-تا زماني كه دامنه شايعه محدود است, مي توان آن را مهار كرد.
●تكذيب: هنري پر خطر
عيوب تكذيب:
1. تكذيب خبر داغي نيست و انتظار آن مي رفته است.
2. تكذيب سرد و بي روح است و باعث مي شود ذهن خلاق از كار بيفتد.
3. شايعه تكرار مي شود در نتيجه قدرت مي يابد اما تكذيب تنها يكبار در رسانه ها مطرح مي شود.
-انتخاب يك رسانه مناسب براي انتشار تكذيب مي تواند تا حدي كمك كند مردم ممكن است آنچه در راديو و تلوزيون شنيده اند را به گونه اي ديگر به ياد آوردند. اما مطبوعات را مي توانند چند بار بخوانند البته ممكن است اصلاً آن را نخوانند.
●اثرات بومرنگ:
مطالعات اخير در مور شايعه و تكذيب آن نشان مي دهد كه ممكن است:
1- فرد بدون باور كردن شايعه تحت تأثير آن قرار گيرد.
2- فرد، تكذيبي را باور كند و با اين حال تحت تأثير منفي قرار گيرد.
-در هر تكذيب دو نوع فعاليت ارتباطي وجود دارد:
الف) آگاه سازي مردمي كه هنوز در اين باره بي خبرند
ب)اثر گذاري روی كساني كه با خبرند.
· نبايد تصور كرد نفي (تكذيب) هيچگاه موثر نيست. معمولا نفي در رسانه ها منعكس مي شود و در نتيجه باور كردني تر و اثر گذارتر است.
· براي اينكه اثر شايعه اي را در ميان مردم كم كنيم بايد به گونه اي عمل كنيم كه:
1- اطلاعات منفي در حافظه ها در كنار نام شركت يا محصول ما ذخيره نشوند بلكه در جاي ديگري قرار گيرند,
2- اطلاعات منفي، مثبت شوند.
3- هنگامي كه درباره شركت يا محصول ما از آنها پرسيده مي شود فكر ديگري به ذهنشان برسد.
· گاهي تكذيب به وجه فرد لطمه مي زند زيرا:
1- مردم حقيقت را پشت تكذيب مي بينند. تكذيب تصوير ذهني را پاك نمي كند. بلكه صرفاً به آن اضافه مي سازد. مشكل بتوان اطلاعاتي كه مردم راست مي پندارند حذف كرد.
2- اظهار نظر (تكذيب، نوعي اظهار نظر تلويحي است) چيزي بيش از توصيف است و مستندسازي مي كند مخاطبان هم خود كيفياتي را به پيام اظهار نظر اضافه مي كنند: اگر چيزي امكان نداشته باشد پس تكذيب براي چه؟
· بسياري از شايعات نمي توانند در برابر تعمق و تفكر و بررسي منطقي جزئيات پايداري كنند و از بين مي روند اما برخي ديگر تحت تأثير منطق و عقل نيستند و اگر نكته اي در آنها واقع گرا نباشد با نكته ديگري كه واقع گراست اما همان مفهوم را دارد عوض مي شود (هر چه محتواي شايعه نمادينه تر باشد، اهميت جزئيات كمتر می شود).
· هنگامي كه شايعه را تكذيب مي كنيم از افراد مي خواهيم عقيده خود درباره جهان را تغيير دهند.
· برخي از شايعات يك مشكل بسيار پيچيده تر وظريف تر دارند: هيچ حقيقتي نمي تواند ثابت كند اين شايعات دروغ است.
· گاهي مي توان براي تكذيب شايعات از منابع معتبر,متخصصان و رهبران عقايد استفاده كرد.
●تغيير در وجه و سيماي شايعه:
تغيير عقيده عموم مردم درباره شايعه تنها از راه تغیير در هويت شايعه ممكن است.
· انعكاس منفي: تصوير وجهه خاص فردي كه شايعه را بخش مي كند، منفي جلوه داد.
· خلق دشمن پنهاني: با شكايت از يك فرد ناشناس به عنوان راوي شايعه يا تعيين جايزه در مطبوعات- چنين القاء مي شود كه شخص متفكري پشت شايعه قرار دارد كه در جايي مخفي است؛ شكايت مبدل به ضد شايعه مي شود.
-تكذيب، يك استراتژي دفاعي است و متهم همواره يك قدم عقب تر از شايعه است اما خلق دشمن پنهاني محكوم را قادر مي سازد تا نقش خود را تغيير دهد: بار اثبات بر دوش مدعيان گذاشته مي شود.
· يافتن اشتباهات عمده محتواي شايعه و بيان آن: هميشه اين كار ممكن نيست.
· توضيح به مردم كه چرا آنان شايعه را باور كردند: تكذيب بدون بيان اين دليل كافي نيست.
· از آنجا كه شايعه غالباً ناشي از عدم اطمينان بخش بودن خبرهاي رسمي است، كليد جلوگيري از شايعات اعتبار و باور پذيري منابع است.
· در روند جلوگيري از شايعات ميزاني از شفافيت لازم است.
· شايعه بايد با تصويري كه مردم از فرد با گروه مورد نظر در ذهن دارد هماهنگي داشته باشد و مي توان از طريق تصويري كه در ذهن مردم هست از بروز يا گسترش آن جلوگيري كرد.