تبليغاتX
ارتباطات و توسعه - خلاصه مقاله "تحقيق در مورد تأثير رسانه ها در قرن بيستم"
مقاله "تحقيق در مورد تأثير رسانه ها در قرن بيستم"، يك بررسي خلاصه و تاريخچه اي را از تحقيق در مورد تأثيرات رسانه هاي آمريكا در قرن بيستم ارائه مي دهد.
   

نويسنده اين مقاله، دانيل ج . مك دونالد، در 12 صفحه به مرور شاخه هاي مختلف تحقيقاتي كه در طول قرن بيستم در مورد تأثيرات رسانه ها در آمريكا انجام شده، مي پردازد و به اختصار نتايج به دست آمده از برخي از اين تحقيقات را نيز بيان مي كند.
    وي در ابتدا به "مرحله پيشگامي" در تحقيقات اشاره مي كند. مك دونالد، اوايل قرن بيستم را دوران بسيار مهمي در پيشرفت و بهبود رسانه هاي ارتباط جمعي مي داند و مي نويسد: "تعدادي از روانشناسان، جامعه شناسان و روانشناسان اجتماعي پيشگام، در مورد تأثيري كه رسانه هاي جديد بر روي شنوندگان و بر روي جامعه دارند، مطالبي نوشتند. نوشته ها و تحقيقات آنها يك زمينه كاري براي چگونگي مفهوم سازي تأثيرات رسانه ها در زمان حاضر به وجود آورده است".
    وي به ويژه در اين بخش به نظرات چارلز هورتن كولي- به عنوان يكي از اولين روانشناسان اجتماعي كه به نقش ارتباطات در جامعه پرداخت و تحقيقات هابگو مانستربرگ – يك روانشناس در دانشگاه هاروارد- در مورد جايگزين كردن تعامل دنياي واقعي با تصاوير متحرك دنياي سمبوليك، مي پردازد.
    در بخش بعد، مك دونالد از "تحقيقات مجموعه پاين" (Payne) مي نويسد. وي در اين بخش به تأسيس مركز تحقيقاتي تصاوير متحرك روي كودكان اشاره مي كند كه بودجه خود را از مجموعه پاين – يك سازمان علاقهمند به كودكان و رسانه ها – دريافت مي نمايد. وي تأكيد مي كند تمام اطلاعات و داده هاي محققان مجموعه ياد شده، ايده يك ارتباط متقابل را حمايت مي كند؛ فيلمها بر روي كودكان تأثير مي گذارند اما كودكاني كه بيشتر جذب فيلمهاي بد مي شوند، كساني هستند كه بيشترين مشكلات را دارند.
    نويسنده مقاله در بخش ديگر با عنوان "عصر راديو" به تعدادي از تحقيقات ارائه شده در مورد راديو اشاره مي كند و براي بيان تأثيرات اين وسيله ارتباط جمعي به ماجراي وحشت مردم آمريكا از برنامه راديويي اورسن ولز (كارگردان تئاتر) در مورد حمله مريخي ها به زمين و چرايي اين تأثير مي پردازد. بخش بعدي مقاله مك دونالد به "جنگ جهاني دوم و تحقيقات در  مورد تأثير ارتباطات" اختصاص دارد. نويسنده تأكيد كرده است در زمان جنگ جهاني دوم از محققان خواسته مي شد كه مشخص كنند كه چگونه مي توان اطلاعات تبليغاتي مؤثري را ساخت؟
    مك دونالد در بخش بعدي مقاله تحت عنوان "تجزيه، سردرگمي و پرسش" به تأثير تأسيس PH.P  در افزايش حجم تحقيقات در مورد تأثيرات رسانه ها مي پردازد.
    وي در بخش بعد كه "رشد در نظم، تقسيم در مسير" نام دارد، تأكيد مي كند كه مدارس و آموزشگاه هاي روزنامه نگاري و ارتباطات مطابق و هماهنگ با بخشهاي صنعتي بودند و تحقيقات در مورد تأثيرات رسانه ها به طور جدي در آنها انجام مي شد. مك دونالد همچنين مي نويسد: "در اواخر دهه  60، روانشناسي شناخت نگري شروع به ارائه اطلاعات خام براي پيشرفت و ارتقاء در تحقيقات در مورد تأثير ارتباطات جمعي كرد".
    "تحقيق بر روي محتواي خشونت و رفتار"عنوان بخش بعدي اين مقاله است. نويسنده در بخش یادشده به اين مسئله مي پردازد كه افزايش ميزان جنايات، ناآرامي ها و آشوب هاي نژادي و تنشهاي نسلی در دهه 1960 باعث شكل گيري شاخه اي از تحقيقات در مورد تأثير رسانه ها شد كه به بررسي تأثير محتواي خشونت آميز رسانه ها بر روي رفتار مخاطب مي پرداخت. وي سپس به تشريح تئوري يادگيري اجتماعي از آلبرت باندورا- روانشناس اجتماعي – مي پردازد و آن را بارزترين و معروف ترين تحقيقي مي داند كه توانست چگونگي الگو برداري كودكان از رسانهه ا را توضيح دهد.
    مك دونالد در بخش بعدي مقاله خود با عنوان "آن سوي واكنش به رسانه ها، ساختار يك واقعيت اجتماعي" به اين نكته اشاره مي كند كه تأثيرات شناخت نگري و واكنش هاي مربوط به رسانه ها در 25 سال آخر قرن بيستم به تحقيقات در مورد رسانه ها وارد شد و در اين رابطه نظريه كاشت از گربنر و همكارانش را توضيح مي دهد.
    وي در ادامه مقاله خود از "مسائل اجتماعي و تأثيرات رسانه ها" مي نويسد و در اين ميان به توضيح فرضيه شكاف آگاهي از تيكنور، دونوهو و اولين مي پردازد. مك دونالد همچنین توضيحاتي را در مورد تأثير اخبار تلويزيون ارائه مي دهد و به مطالعات و تحقيقاتي كه توسي مك لود و خود وي (1985) و ريز و ميلر (1981) انجام شده اشاره مي كند؛ اين تحقيقات نشان دادند كه مردم از اخبار تلويزيون يادگيري مي كنند. 

 "تأثيرات رسانه ها و افكار عمومي"  عنوان بخش بعدي اين مقاله است كه به توضيح ايده اليزابت نيومن در مورد افزايش سركوب اختصاص دارد. نويسنده در اين بخش تأكيد ميك ند: "اگر چه تعدادي از تحقيقات اوليه در اين مورد، بعضي از مطالب مفروض و اساسي تئوري ماريچ سكوت را مورد سئوال قرار داده اند، تحقيقات تجربي، ابعاد مختلف از اين تئوري را تأیيد كرده اند."
    نويسنده مقاله در بخش بعدي آن تحت عنوان "استفاده از رسانه هاي گروهي به عنوان يك تأثير"، به شيوه هاي مختلف تحقيق در مورد تأثيرات رسانه هاي نويني چون اينترنت اشاره مي كند. وي همچنين به موضوع شكل گيري متدهاي روانشناسي توسط تعدادي از محققاني كه روي تأثيرات رسانه ها مطالعه مي كردند، در طول دهه 1980 مي پردازد.
مك دونالد بخش پاياني مقاله خودرا با عنوان "جهت ها" به تحقيقات در مورد چگونگي تأثير رسانه ها بر زندگي مردم اختصاص داده است.

 

 

 


 

+ نوشته شده در یکشنبه 11 آذر1386ساعت 16:8 توسط سارا اسلامی |